مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

243

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

بلى ، در سخنان اين طايفه ، رموز و اشارات است و لغوز و ايمائات بسيار است . و اگر در سخنى از سخنهاى ايشان تشمّم رايحهء تناسخ توان كرد ، آن را تناسخ مدان . بلكه آن به حكم احديّت حقيقت ، و سريان آن در صور مختلفه گفته شده ! و كبار عرفاء چون از آن معنى . اخبار كردندى ، بتصريح . نفى كردندى . چنان كه ابن الفارض - قدّس سرّه - گفته : فمن قال بالنسخ « 201 » فالمسخ لايق * به ابرأ و كن عمّا يراه بعزلة و اگر چه اين مقام جاى آن بحث نيست ، امّا شايد كه در باطن ، جهت استعلام آن ، دغدغه‌اى باشد ؛ پس شمّه‌اى از آن ببايد گفت : بدان كه : روح را در اوّل تنزّلات او به مواطن دنيوى ، قابليّت صور ، بسيار است بحسب مواطنى كه بر آن گذر دارد ، در فروآمدن از صور برزخيّه ، بر حسب هيآت روحانيّهء آن ؛ و از صور جنانيّه . كه از اعمال حسنهء صالحه خيزد ؛ و جهنّميّه كه از افعال قبيحهء سيّئه خيزد ؛ كه روح در وقت رجوع به آن صورت حسنه يا قبيحه باز گردد . بر اين جمله كه گفته شد ، پس اشارت اين طايفه ، راجع به ارواح و احوال آن باشد كه : از تنزّل تا رجوع ، نه به ابدان عنصرى ، تا گويند كه : روح متعلّق به ابدان گشته ؛ و از اين به آن ، منتقل مىشود . و اگر كسى امعان نظر كند ، بايد كه : ميان تقرير اين طايفهء موحّدين و طايفهء تناسخيّه بداند : كه فرق بسيار است . مولانا جلال الدين رومى - قدّس روحه - در اين معنى چنين گويد : آن سرخ قبايى كه چو مهپار برآمد * امسال در اين خرقهء زنگار برآمد

--> ( 201 ) - ن : قال بالتناسخ فالمسخ ( ش ) .